در حال بارگذاری ...
یادداشتی از فرزاد جمشید دانایی بر نمایش نمایشی از شهر قم

« واشینگ کلوز» می تواند یکی از امیدهای کسب جایزه حداقل در بخش نمایشنامه نویسی باشد

یادداشت فرزاد جمشیددانایی در سایت گیتی آنلاین ، درباره اجرای نمایش مهندس واشینگ کلوز از استان قم در جشنواره تئاتر فجر

به گزارش تئاتر قم ، فرزاد جمشیددانایی در پایگاه خبری گیتی آنلاین، مطلبی درباره نمایش " مهندس واشینگ کلوز " نماینده تئاتر استان قم در سی و هشتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر نوشته و بدین شرح منتشر کرد :

" در روز چهارم بخش تئاتر صحنه ای سی و هشتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، دو نمایش "مهندس واشینگ کلوز" به نویسندگی و کارگردانی ابوالفضل بلغندر در مجموعه تئاتر شهر و "قزل حضار" به نویسندگی و کارگردانی امین ابراهیمی در مرکز تئاتر مولوی به روی صحنه رفتند که در گزارش پیش رو، مورد بررسی اجمالی قرار خواهند گرفت.

نمایش "مهندس واشینگ کلوز" به نویسندگی و کارگردانی ابوالفضل بلغندر در روز سه شنبه، 15 بهمن ماه 1398، نخستین اجرای خودش را در جشنواره تئاتر فجر پشت سر گذاشت و روز چهارشنبه، 16 بهمن ماه 1398 با یک اجرای دیگر به کار خودش در دوره اخیر پایان خواهد داد.

نخستین نکته که راجع به "واشینگ کلوز" جلب توجه می کند، املای غلط واژه انگلیسی "Water Closet" است که حاکی از عدم تسلط همسر شخصیت اصلی روایت با نام "رضا" به زبان انگلیسی است هرچند می کوشد با تظاهر، خودش و رضا را آنچه که نیستند نشان بدهد و استفاده نادرست از واژه مذکور، عنصری تعیین کننده در نمایش نوع رابطه آنها و دیگر اتفاقات نمایش است همانطور که در نخستین حضور شخصیت "پرستو" روی صحنه، او در حال بزک قیافه اش روی صحنه در پیشگاه چشم تماشاگران ظاهر می شود.

نکته دیگر به بهره گیری از عنصر تصاویر ویدئویی به عنوان یک ابزار چندرسانه ای در تئاتر برمی گردد که کارکردی سه گانه می یابد و با نمایش تصاویری از خوک ها و روایت تمایل یک خوکچه برای آدم شدگی همراه است که با گذشت زمان، مخاطبان درمی یابند که "روایت تمایل یک خوکچه برای آدم شدگی" از زبان راوی در حقیقت، خوانش یک داستان کودک و نوجوان به قلم شخصیت اصلی "رضا" است که برای شخصیت ناشر تاجرمسلک فرستاده شده است و جدا از جنبه نمود آرمانی "رضا" در مقام نویسنده، بخش دیگری از کشمکش های او را با همسرش به نمایش می گذارد و در ادامه، یک مقارنه تصویری با اجرای روی صحنه از وضع زندگی رضا در شغل "تعمیرکار مخازن سیفون توالت" است که تمام نمایش به آخرین روز از زندگی او و آخرین کشمکش های وی در مسائل شخصی، شغلی و آرمانی در زمینه "نویسنده بودگی" می پردازد.

نمایش "واشینگ کلوز" از شهر قم پایتخت مذهبی ایران به سی و هشتمین جشنواره تئاتر فجر راه یافته است و با توجه به مدیریت زمان در اجرا، نورپردازی درست و به جا و تناسب فرم اجرایی با متن نمایشنامه می تواند یکی از امیدهای کسب جایزه حداقل در بخش نمایشنامه نویسی باشد هرچند یک نکته راجع به صحنه را نباید از یاد برد که طراحی صحنه ابوالفضل بلغندر در همه دقایق، روی محور واقعگرایی در حرکت است که ناگهان، در آخرین حضور همسر "رضا" در پیش زمینه صحنه، او در حال "کوتاه سازی موهای سر یک گاو با قیچی" است که در وهله اول، با شخصیت پر فیس و افاده "پرستو" تناسب ندارد سپس واقعگرایی طراحی صحنه را می شکند و از میزانسن های تمام طول اجرا، تخطی می کند در ضمن، چنانکه مربوط به سرنوشت "پرستو" در زمان بازگشت به "شمال" باشد، بار دیگر، تخطی از میزانسن های بقیه بازیگران و از جمله خودش، با نظر به هماهنگی گفتارها با نوع رفتارها در هر لحظه به شمار می رود.

با تماشای نمایش های "مهندس واشینگ کلوز" ابوالفضل بلغندر و "ژنتیک" مهسا غفوریان از شهر مشهد استان خراسان رضوی، یک موضوع فراوان جلب توجه می کند اینکه دوری هنرمندان تئاتر استانها از محل انباشت تئاتر روی صحنه ایران، شهر تهران و معضل کمبود امکانات تئاتری در محل فعالیت شان، آنها را برخلاف بخشی از هنرمندان تئاتر استان تهران از سقوط در دام تئاتر خصوصی، چشم دوزی به گیشه و حضور هنرمندان پولساز سینمایی روی صحنه تئاتر در مقام های مختلف از جمله بازیگر تا کارگردان، رهانیده است از اینرو، در میان آثار آنها می توان به دنبال خلاقیت و جسارت گشت که روزگاری است در صد و چند اجرای همیشه روی صحنه در سطح شهر تهران در ایام پیش و پس از جشنواره تئاتر فجر، همانند الماس "کوه نور" نایاب است و به ندرت، چشمان مخاطبان چنین شانسی می یابند که اثری بتواند ذهن آنها را هر چند برای دقایقی مشغول خودش کند."

 




نظرات کاربران